❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو می دانی؟ چه می دانی؟ که انسان بودن و ماندن چه سخت است چه زجری می کشد انکس که سرشار از انسانیت است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ill spread my wings and ill learn how to fly ill do what it takes til i touch the sky and ill make a wish take a chance , make a change and break away but i wont forget all ones that i love ill take a rick take a chance, make a change and break away
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گفتمش بی تو چه باید کرد عکس رخسار ماهش را داد گفتمش مونس تنهایی من تاری از زلف سیاهش را داد وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام، مستم باز می لرزد، دلم، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ! های! نپریشی صفای زلفکم را، دست! و آبرویم را نریزی، دل ای نخورده مست لحظه دیدار نزدیک است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
*داستان سگ ولگرد صادق هدایت رو خوندید؟ الان روح اون سگ در من متبلور شده.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نه امیدی که بر آن خوش کنم دل نه پیغامی نه پیک آشنایی نه در چشمی نگاه فتنه سازی نه آهنگ پر از موج صدایی