❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . فرقی نمی کنه دودی که مصرف می کنی سیگار باشه یا قلیون اما تو اون لحظه جای خالیشو پر میکنه تقصیر ما نیست می خواست باشه تا ما بودنشو بوسه بارون کنیم نه اینکه خاطره هاشو دود کنیم…!!! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . نقش ِچشمان ِخمارت ، چه کشیدن دارد ! / سایه ساران ِدو زلفت ، چه لمیدن دارد ! ..... آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاه / حس مستی لبت طعم چشیدن دارد . . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . خیال بوسه ای که اینجا جا گذاشتی اش ، بر لبانم سنگینی می کند … به خاک می افتم در مقابلت فکر می کنی چیز دیگری هم برای باختن دارم هنوز ؟ . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . کوچه پس کوچه این شهر تو را می بوید عطر خوش بوی تنت ناب تر از مُشک و گلاب بوسه ای از لب شیرین تو شد سهم دلم این غزل جای من امشب شده بد مست و خراب . . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . گرچه او مرهم نشد بر زخم های قلب من روی زخم کهنه ام مُشتی نمک پاشید و رفت گریه هایش را درون بقچه ای پیچیده بود وقت رفتن با لبی خندان مرا بوسید و رفت . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . اینجا آسمان صاف تا قسمتی به رنگ دوستی همراه با غبار فراق است توده ای سلام به سمت شما در حرکت است ضمنا احتمال بارش بوسه فراوان است . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . هر روز که می آمدی و بوســـه ای می دادی، من آن را گــِــره ای می کردم بین نخ های کاموا حال که شـــال گردنی قرمز با هزاران هزار گره برای تو بافتـــــه ام نیستی … به خودم دلـــــداری می دهم … برایش کـــوتاه بود؛ خوب شد که رفت …!!! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . الا ای برف! چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟ بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی است مبار ای برف! تو روح آسمان همراه خود داری تو پیوندی میان عشق و پروازی تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهیها تو که فصل سپیدی را سرآغازی مبار ای برف! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . من نه عاشق بودمو نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من… من خودم بودمو یک حس غریب که به صد عشقو هوس می ارزید… من دنبال نگاهی بودم که مرا از پس آن سادگیم می فهمید… و خدا میداند سادگی از ته دل بستگیم پیدابود . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . خانه دلت را از شیشه بساز ولی به سنگها بگو دلم از فولاد است! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . مثل اتاق زیر شیروانی پر از خاطره ی بارانم ، کدام واژه می فهمد برایت چقدر دلتنگم ؟ . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . دلتنگی فقط یک اسم مستعار است برای تمام حس هایی که اسمشان را نمی دانیم و هر کدامشان برای خود یک دلتنگی اند . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
\/\/\/\/\/____\/\/___\/___\/__\______________ پایان خط ..... پایان من هست ........
محمد حسین
14 سال و 6 ماه و 24 روز و 13 ساعت و 58 دقيقه قبل
14 سال و 6 ماه و 24 روز و 13 ساعت و 46 دقيقه قبل