دزدیهای بزرگ گرچه موضوع بسیاری از فیلمهای مهیج بوده است اما در عالم واقع نیز از این دست اتفاقات زیاد افتاده است؛ تاکنون سرقتهای بسیاری در سراسر دنیا صورت گرفته است ولی مبلغ به سرقت رفته در برخی از آنها و نوع عملکرد سارقین به حدی حیرتانگیز است که آنها را در صدر بزرگترین سرقتهای دنیا قرار داده است.
این سرقتها هرکدام به دلیلی معروف شدهاند اما برترین آنها سرقت قصی صدام حسین بود که به دستور پدر یک میلیارد دلار را منتقل کرد.
1- بانک مرکزی عراق(2003)، در ماه مارس سال 2003 و درست یک روز قبل از شروع جنگ عراق و آمریکا و بمباران شهر بغداد، حدود یک میلیارد دلار از بانک مرکزی عراق به سرقت رفت که این اقدام بزرگترین سرقت دنیا لقب گرفته است.
سربازان آمریکایی بعدها چندین میلیون دلار درون دیوارهای کاخ صدام یافتند که گفته میشود قسمتی از آن پول مسروقه است و باقی پول هنوز پیدا نشده است؛ در مارس 2003 یک دست نوشته به امضای صدام رسید که طبق آن باید یک میلیارد دلار پول از بانک مرکزی برداشته و به پسرش (قصی) میداد.
مقامات بانک میگویند قصی به همراه مردی دیگر طی یک عملیات 5 ساعته این پول را به صورت بستههای اسکناس صد دلاری برداشته و با کامیون رفتند؛ مدتی بعد قصی توسط سربازان آمریکایی کشته شد.
2- موزه بوستون (1990)، نیمه شب 18 ماه مارس 1990 دو مرد با لباس افسران پلیس در پشتی موزه بوستون را نواختند؛ (لایل گریندل) سرپرست کنونی موزه میگوید (سیاست موزه این است که بعد از نیمه شب به هیچ عنوان در به روی کسی باز نمیشود ولی آن شب چطور در باز شد هیچکس نمیداند) نگهبانان بلافاصله دریافتند آنها پلیس واقعی نیستند ولی دیگر دیر شده بود.
سارقین دست و پای دو نگهبان را بستند و آنها را در زیرزمین انداختند؛ آنها در مدت کمتر از 90 دقیقه 3 تابلوی معروف رامبراند را ربودند؛ آنها به طرز وحشیانهای بوم نقاشی را با چاقو از قالب جدا کرده بودند؛ قاب خالی این تابلوها با لبههای ریشریش شده پارچه بوم آنها هنوز بر دیوار موزه آویخته است.
مشخص است که دزدها تابلوی چهارم رامبراند را هم میخواستند ببرند ولی در این کار ناموفق بودند؛ از آثار دیگر سرقت شده از آن بخش تابلوی (کنسرت) اثر (ورمیر)، یک جام چینی برنزی، 5 اثر طراحی از (وگاس) و عقاب برنزی که زینتبخش پرچم ناپلئون بود، هستند.
سارقین نوار دوربینهای امنیتی را برداشته و با خود بردهاند تا اثری از کار خود بر جای نگذارند؛ طبق ارزیابیهای انجام شده ارزش اقلام به سرقت رفته 300 میلیون دلار آمریکا بود.
3- صندوق امانات نایتز بریچ (1987)، 19 جولای آن سال 2 مرد وارد مرکز صندوق امانات نایتز بریچ لندن شدند و تقاضای اجاره یک صندوق امانات کردند؛ پس از اینکه به داخل محوطه راهنمایی شدند، بلافاصله اسلحههای خود را بیرون کشیده و نگهبانان و رئیس آنجا را مقهور خود ساختند.
سپس تابلوی (موقتا بسته) را روی در ورودی مرکز نصب کرده و همدستان دیگر خود را به داخل راه دادند؛ این سارقین بسیاری از صندوقهای امانات را شکستند و با مبالغ تخمینی 40 میلیون پوند از آن محل گریختند؛ این دزدی در زمان خود به (سرقت قرن) معروف شد.
4- خزانه سرمایه کنت (2006)، سرقت این خزانه در اولین ساعات روز 22 فوریه 2006 در انگلیس رخ داد؛ در این اقدام حداقل 6 نفر ربوده شده و خانواده رئیسخزانه مورد تهدیدات جدی قرار گرفتند؛ 14 کارمند خزانه دست و پا بسته روی زمین افتاده بودند و در همان حال سارقین میلیونها دلار را به سرقت بردند.
کالین دیکسون رئیس خزانه از روز قبل در راه منزل ربوده شد؛ سپس سارقین به خانه او رفته و همسر و پسر 8 سالهاش را گروگان گرفتند؛ بعد در ساعت یک بامداد آنها را به خزانه بردند و پس از بستن دستها و پاهای 14 کارمند همه پولهای موجود در آنجا را به سرقت برده و محل را ترک کردند؛ پس از رفتن آنها یک ساعت طول کشید تا گروگانها توانستند خود را آزاد کرده و زنگ خطر را به صدا درآورند.
5- سرقت بزرگ قطار (1963)، این اتفاق در روز هشتم آگوست سال 1963 در باکینگهام شایر انگلیس روی داد؛ در آن روز قطار پستی سلطنتی که از گلاسکو به سمت لندن در حرکت بود با علامتهایی که چند نفر از رو به رو به آن میدادند از حرکت ایستاد و یک گروه گانگستری 15 نفره به سرپرستی شخصی به نام (بروس رینولدز) مبلغ 2/3 میلیون پوند را که امروزه مبلغی معادل بیش از 40 میلیون دلار است از قطار به سرقت بردند.
در این سرقت از پیش طراحی شده اسلحه گرمی به کار گرفته نشد ولی سارقین با یک میله آهنی به سر راننده لوکوموتیو ضربهزده و او را بیهوش کردند؛ تعدادی از این گروه دستگیر شدند ولی 3 نفر از اصلیترین اعضای باند هرگز به دام پلیس نیفتادند.
6- بانک مرکزی برزیل ( 2005)، در تعطیلات آخر هفته روزهای 6 و 7 آگوست 2005 یک گروه از سارقین که از افراد تحت تعقیب برزیل بودند، تونلی به سوی بانک مرکزی برزیل در (فورتالزا) کندند و 5 صندوق محتوی اسکناس برزیلی را به سرقت بردند.
این پول بیمه نشده بود زیرا از نظر مقامات بانک احتمال سرقت تقریباً صفر به نظر میرسید؛ این سارقین حرفهای آژیرهای خطر و سنسورهای بانک را از کار انداخته بودند بهطوری که تا روز دوشنبه 8 آگوست که کارکنان دوباره به سرکار آمدند هیچکس خبری از این سرقت نداشت.
ولی هیچ فایدهای هم نداشت زیرا وجوه به سرقت رفته به ترتیب شمارهگذاری نشده بودند و امکان نداشت پلیس بتواند دزدان را پیدا کند؛ تنها اطلاعی که به دست آوردند این بود که سارقین از 3 ماه پیش خانهای خالی در مرکز شهر را اجاره کرده بودند و از همان زمان شروع به کندن تونلی به طول 78 متر از زیر 2 خیابان اصلی شهر تا زیر بانک کرده بودند.
آنها خانه اجاره شده را تغییر کاربری داده و تابلوی محل فروش گیاهان طبیعی و مصنوعی را بر سر در آن زده بودند؛ به همین خاطر همسایهها به خاکهایی که روزانه بر پشت وانت حمل میشد توجهی نمیکردند و تصور میکردند خاکها مربوط به حرفه آنهاست.
7- نورثرن بانک ( 2004)، این سرقت از اداره بانک مرکزی نورثرن در (بلفاست) واقع در شمال ایرلند صورت گرفت؛ 20 دسامبر سال 2004 یک گروه گانگستری یکی از بزرگترین سرقتهای تاریخ را انجام داده و مبلغ میلیونها لیره استرلینگ را از این بانک دزدیدند.
پلیس و دولت 2 کشور ایرلند و انگلیس، حزب مشروطه IRA را مسئول این سرقت دانستند ولی حزب مذکور این ادعا را رد کرد و مسئولیت آن را نپذیرفت؛ این اتفاق روند صلح ایرلند شمالی را مختل و وضعیت را بحرانی کرد؛ چند تن از اعضای این بانک از روز قبل با لباس پلیس وارد خانه 2 تن از مسئولان بانک شده و آنها را به همراه خانوادههایشان گروگان گرفتند.
سپس همسران آنها را به محل نامعلومی انتقال دادند و به این مسئولان دستور دادند روز بعد طبق معمول همیشه به محل کار خود بروند؛ آنها همین کار را کردند و پس از پایان ساعت کاری اعضای باند را به داخل راه دادند؛ سارقین وارد سیستم کامپیوتری بانک شدند و مقدار زیادی پول نقد که بهخاطر مصرف بالای دستگاههای خودپرداز در ایام کریسمس در بانک نگهداری میشد را به سرقت بردند؛ آنها این مبالغ را به چند قسمت تقسیم کرده و با اتومبیلهای جداگانه از بانک خارج کردند.
8-دزدی بانک متحده کالیفرنیا، گروهی به سرکردگی آمیل دینسیو اقدام به این دزدی کردند؛ آنها گاوصندوق این بانک را کاملاً خالی کرده و بدین ترتیب 30 میلیون دلار را به سرقت بردند؛ شاید در مقایسه با سایر مبالغی که در این لیست ذکر شده است، 30 میلیون دلار در نظر اول کم به نظر برسد اما اگر بدانید که این دزدی در سال 1972 صورت گرفته است، آنگاه خواهید دانست که این مبلغ در زمان خود بسیار ارزشمندتر از 100 میلیون دلار بوده است.
9- آنتورپ دایاموند سنتر، الماسهای نتراشیده قرار بود برای پردازش از مرکز آنتورپ دایاموند سنتر منتقل شوند که لئونادردو نتاربارتولو، سردسته حمله کنندگان به محموله با خالی کردن 123 صندوق از 189 جعبه مملو از الماسها ، به ارزش 100 میلیون دلار سرقت را انجام میدهد؛ این الماسها هرگز پیدا نشدند.


جزئیات گروه
37 



یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد.
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبلهیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...
ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبلمرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبلبیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبلبرگرفته از وبلاگ خانم الهام.م
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبل