❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خیلی سخته تو چشمای کسی که تمام عشقتو ازت دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی هنوز دوسش داری خیلی سخته وقتی پشت بشه دیوارهی اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
يارو ميره جبهه فرداش بر ميگرده ميگن چرا برگشتي؟ ميگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازي ميکردن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ياد دارم در غروبی سرد سرد ميگذشت از كوچه ما دوره گرد داد میزد: كهنه قالي ميخرم دسته دوم جنس عالي ميخرم كاسه و ظرف سفالي ميخرم گر نداري كوزه خالي ميخرم اشك در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهي كشيد بغضش شكست اول ماه است و نان در سفره نيست اي خدا شكرت ولي اين زندگيست؟ بوي نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بي روسري بيرون دويد گفت آقا سفره خالي ميخريد؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به چشمي اعتماد كن كه به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد،به دلي دل بسپار كه جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير كه باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مردم شهر سیاه خنده هاشان همه از روی ریاست /دلشان سنگ سیاست /ما در این شهر دویدیم و دویدیم چه سود؟ هر کجا پرسه زدیم خبر از عشق نبود /و تو ای مرغ مهاجر که از این شهر گذر خواهی کرد/ نکند از هوس دانه گندم به زمین بنشین!!!!!!!!!!
واقعا میگم چه پست های قشنگی میذاری واقعا قشنگن
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 55 دقيقه قبل توسط موبایلواقعا میگم چه پست های قشنگی میذاری واقعا قشنگن
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 55 دقيقه قبل توسط موبایلخواهش میکنم .. نظر لطف شما هست ...
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 50 دقيقه قبلحقیقته قابل شمارو نداشت
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 47 دقيقه قبل توسط موبایلحقیقته قابل شمارو نداشت
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 47 دقيقه قبل توسط موبایل