❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خط زدن بر من پایان من نیست آغاز بی لیاقتی توست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در کشور ما شاهی بود برای سرگرمی خود بازیی ساخت که دو نفر بر روی ترازو بروند و هرکس وزنش کمتر بود کشته شود، که از بخت بدم من و یارم روبروی هم افتادیم من برای اینکه یارم زنده بماند ۱۰ روز غذا نخوردم روز مسابقه من خود را سبک گرفتم غافل از اینکه یارم به پاهای خود وزنه وصل کرده بود . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من که به هيــــــچ دردی نميخورم... . اين دردها هستند که چپ و راست به من ميخورند..!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم تنگ است و این شبها یقین دارم که میدانی صدای غربت غم را از احساسم تو میخوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی میان برزخ عشقت پریشان و گرفتارم چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من خدا را دارم ، کوله بارم بر دوش ، سفری می باید... سفری بی همراه ، گم شدن تا ته تنهایی محض , سازکم با من گفت: هرکجا لرزیدی ، از سفر ترسیدی ، تو بگو از ته دل ; من خدا را دارم... من و سازم چندیست که فقط با اوییم.