❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این قدر دوست داشتم اون لذتی را که دوران بچگی موقع خرید این جوجه ها پیدا می کردم را الان دوباره تجربه کنم. هیچ وقت یادم نمیره. وقتی یکیش را می خریدم از خوشحالی هیچی نمی فهمیدم. همیشه آب تازه براش تو کاسه می ریختم تا آب تازه بخوره. تو تابستون آب سرد بهش می دادم! مثل مادر که از بچه اش نگهداری میکنه من هم از جوجم مراقبت می کردم. تلخترین روز برام روزی بود که به رحمت ایزدی می پیوست. جوجه ای نبود که بمیره و من براش گریه نکنم. ای کاش بچه می شدم....
قربونت میثم
14 سال و 8 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 17 دقيقه قبلفدات الهام جان
14 سال و 8 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 16 دقيقه قبل