❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عالم همه قطره و درياست حسين ، خوبان همه بنده و مولاست حسين ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خويش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسين
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به خودم چرا اما به تو که نمی توانم دروغ بگويم می دانم بر نمی گردی می دانم که چشمم به راه خنده های تو خواهد خشکيد می دانم که در تابوت همين ترانه ها خواهم خوابيد می دانم که خط پايان پرتگاه گريه ها مرگ است اما هنوز زنده ام
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در را بگشا ای مهربان اين کوچه سرد است برای شکفتن بهار در دلم فقط دستهای تو گرم است در را بگشا که من در این قوم غريبم از ترنم باران بی نصيبم در را بگشا که برگی ديگر به شاخه نمانده ستاره ای به آسمان شبم نمانده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غير از حضور تو ؛ هيچ چيز اين جهان بيکرانه را جدی نگرفته ام ! حتی عشق را ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سلام .. من آمدم ..........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بر روزهای رفته عمرمان هر روز که ميگذرد فقط يک پيشبند اضافه ميشود ... دی روز !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش میشد در عبور از لحظه ها خورشید را فهمید
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در شب سرد زمستانی ز من تنها غمی مانده که در تنهایی شبها برایم ناله ها خوانده و مهتابی که بی نور است و یا چشمان من کور است؟ میان موج و طوفانها امید و ساحلم دور است برایم راه شب تار است دلم انگار بیمار است ولی در دل امیدی هست که از عشق تو سرشار است اگر بی سود می چرخم بدان من در پی مرگم نگو با من تو از دردت که من خود زاده دردم نگاهش سرد و دل خاموش چو فانوسی نفس مرده ولی در آخرین لحظه برایم شعر غم خوانده نمی دانم که می داند که من اندیشه ام این است چرا با من نمی خواند ؟ چرا با من نمی آید ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رویاهاتو از دست نده؛ واسه این که اگه رویاهات از دست برن زندگی عین بیابون برهوتی میشه که برفا توش یخ زده باشن.رویاهاتو از دست نده؛ واسه این که اگه رویاها بمیرن زندگی عین بال بریدهء یه مرغ میشه که دیگه مگه پرواز رو به خواب ببینه...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ميشه بیدليل دوست داشت! اما نميشه بیدليل دوست نداشت!