❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قدیما یادش بخیر .... وقتی بهترین اسباب بازی هامون، لوکس یا خریدنی نبود ... وقتی یه لاستیک کهنه ی دوچرخه و یک تکه چوب ، تمام روزمون رو پر از شادی و شور و نشاط میکرد گاهی با تعجب از خودم می پرسم اون روزها کجا رفت .... هنوز باورم نمیشه اون روزها دیگه بر نمیگرده ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یادمون باشه که روی شیشه دلمون حک کنیم که دوستی و انسانیت تاریخ مصرف نداره ... و جایی در گوشه ی ذهنمون به یاد داشته باشیم که انسانیت مساوی دوستی و دوستی با خلق خدا مساوی انسانیت است ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یاد باد آن روزگار ای دل که یاری داشتی ، در میان باده نوشان اعتباری داشتی ، از گذرگاها میگذشتی خیره سر هنگامه جو روز و شب با یار یک دل می نشستی رو به رو ، هالیا بی های و هویی آن سرافرازی چه شد ، یار را بازی گرفتن آخر بازی چه شد ، اعتبار هر دلی در خوبی دلدار اوست ، آبروی هر کسی در آبروی یار اوست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امشب در آرزوهایم برایت آرزو میکنم که آرزوی کسی باشی که آرزویش را داری.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کسي درد خنديدنم را نفهميد /// و از ريشه پوسيدنم را نفهميد /// همان اول راه او از من جدا شد /// که به بيراهه پيچيدنم را نفهميد /// زمين و زمان پشت سر ميزد اما /// کسي بر زمين خوردنم را نفهميد /// چنان نرم و آهسته در خود شکستم /// که حتي ترک خوردنم را هم نفهميد .........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درآمدی نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سوت پایان را بزن من حریف هرزگی تو و احمق بودن خودم نمی شوم . . .