❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من بودم وخدا بود او گله از جدایی من ساز بی وفایی او گفت که من رهایم من گفتمش اسیرم اوگفت که انتخاب است من گفتم این سراب است او زد مثال خود را من دادمش نشانی او گفت که زندگانی؟ من گفتمش چه دانی ؟ من گفتمش که کفر است گفتا بگو چه دانی؟ گفتم عذاب سخت است گفتا مترس هیچ است گفتم که دوزخت را گفت از بهشت دانی؟ گفتم فریب دادی گفتا نمی شناسی گفتم چنین گفتند گفتا چنین نباشد گفتم که خلق خود را گفتا رها نکردم گفتم اسیر خاکم گفتا که قدر بدانم گفتم وفا نداری گفتا صبور جانا گفتم که ظلمت است این گفتا که نور تابد گفتم اسیر بندم گفتا رسد رهایی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کسی باش که عمری با تو بودن لحظه ای باشد و لحظه ای با تو بودن، عمری...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اندوهگین بودم که چرا کفش در پا ندارم. به خیابان رفتم تا به مردی رسیدم که پا نداشت.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من آمدم ... با 10 دقیقه تاخیر ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من تا 10 دقیقه دیگه میام ...... کسی جایی نره ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نخ به شمع گفت چراوقتی من میسوزم تو ذوب میشوی؟
شمع گفت مگرمیشود کسی در قلب من باشد وبسوزد و من اشک نریزم؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اسیر رفتن های بی بازگشتی ... دیدی چه ساده از من گذشتی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا تا اخر عمر به تو بدهکارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا دلم پیش من نیست گفته باشم کلید در خانه ات پیش من نیست گفته باشم همه ترسم اینست که تا روز آخر خدایا دلت پیش من نیست گفته باشم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
**چارلی چاپلین: وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو ۱۰۰۰ دلیل برای خندیدن به اون نشون بده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به کعبه گفتم تو ازخاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم ندا امد تو باپا امدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم