❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعد از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شب از قصه جدا کن چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخره من
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از مرگ بر گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ذات مستقل همه پدیده ها خداست کائنات زنده اند زیرا در دل خدای زنده اند وقتی جامه ی پندارمان را از تن پدیده ها بیرون می آوریم خدای زنده و مهربان را عریان و آشکار می بینیم قطره ی آگاهی ما به دریای آگاهی کیهانی وصل است خدا با چشمان ما می بیند با گوش های می شنود و با دلهای ما عشق می ورزد نیازی به جست و جو نیست خدا در این جا و اکنون حاضر است در قطره ی آگاهی ما رازهای تمامی اقیانوس آگاهی خداوند نهفته است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تمام مدت شب اضطراب نوشيدم و مثل ماهي تشنه حباب نوشيدم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بايد همه توان خودرابراي رهايي از گذشته به كار برد،بايدبه ديروز همچون مادرنوزاده اي نگريست كه هرچندازجدايي چهره اي گرفته دارداما ازآنچه به انجام رسانده خشنود است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غريبانه ترين لحظات چشمانم را به تو می بخشم تا به يک رنگی من شک نکنی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویمها گفتند و ما باور نکردیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو فیض یک اقیانوس اب ارامی سخاوتی که دلم خواهشی بیابانی ست!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شيشه دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پر پر مي شود عشق صدايي که تا ابديت جاريست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید مگر مساحت رنج مرا حساب کنید محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید خطوط منحنی خنده را خراب کنید
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر وقت من گلی رو به دست کسی دادم و او گلم را انداخت کاری می کنم به جای گل اون خون گریه کنه