❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انگاه که غرور کسي را له مي کني ، انگاه که کاخ ارزوهاي کسي را ويران مي کني ، انگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني ، انگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، انگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي ، انگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديد ه مي گيري , مي خواهم بدانم ، دستانت را بسوي کدام اسمان دراز مي کني تا بري خوشبختي خودت دعا کني ؟؟؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در آسمان دو چيز افسونم مي کند آبي بي کران و خدا.... آن را مي بينم و مي دانم که نيست ،او را نمي بينم و مي دانم که هست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رؤيا براي چيست ؟ آرزو را خدا براي چه آفريد؟ مي دانم، كه امروز اشتياقم براي ديدنت راهي جز بيهودگي نمي پيمايد، اينگونه است كه خدا آرزو را آفريد ، تا به اميد ديدن آنكه هرگز نديده اي ، گل اشتياق را ببويي!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اين جمله هميشه يادت باشه: زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ياد آن روز که بر صفحه شطرنج دلم شاه عشق بودی و با کيش رخت مات شدم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بر ناتواني خود براي رسيدن به خواستهاي مهر آميزت غلبه کن چنان با محبت رفتار کن که دليلي براي شرمسار بودن از خودت نداشته باشي پيش داوري هايت را کنار بگذار که رنج پيش از آن حتمي است همين امروز از بخشش آکنده شو کس نمي داند فردا چه در راه است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من ترا باز کجا خواهم یافت؟ جز در اندیشه خویش و بجز قصه هجران و شکیب چیست افسانه عمر؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من ترا باز کجا خواهم یافت؟ / جز در اندیشه خویش / و بجز قصه هجران و شکیب / چیست افسانه عمر؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بزرگترين حادثه:تولد بزرگترين ثروت:جواني بزرگترين خاطره:اشنايي بزرگترين تجربه:عشق بزرگترين ارزو:وصال بزرگترين نعمت:خوشبختي بزرگترين غم بي وفايي بزرگترين درد جدايي بزرگترين اندوه :مرگ بزرگترين بلا :نااميدي سعي کن به خاطر کسي که دوستش داري، غرورت رو از دست بدي.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میان شما کیست که صد گوسفند داشته باشد و یکی از آن ها گم شود " که آن نود و نه را در صحرا وا نگذارد و از پی آن گم شده نرود تا آن را بیابد ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است