می خندم...
ساده می گیرم...
ساده می گذرم...
بلند می خندم و با هر سازی میرقصم ...
نه اینکه دل خوشم!
نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد!
مدتی طولانی شکســــتم، زمین خوردم،
سخــــتی دیدم، گــــریه کردم و حالا ...
برای " زنده ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ" زده ام ...!
روحم بزرگ نیــــست! دردم عمیــق است ...
می خندم که جای زخــم ها را نبینی ...
کاش ...
کاش هیچ وقت نفس های بی رمق ما آخر زندگیمون نباشه ...
کاش یادگار هیچ عشقی یه عکس نیمه سوخته نباشه !
که هر وقت نگاهت بهش افتاد از ، آسمون هم گله کنی ...
کاش سهم هیچ کس از عشق یه بغض سنگین و هق هق شبونه نباشه ...
کاش روزی نرسه که سکوت معنی همدمی حرفای تو باشه ...
کاش آن قدر غرق رویاها نشی که فراموش کنی طعم تلخ حقیقت ، چشیدنیه ...
کاش روزی نیاد که آفتابی ترین روز عشق ، بارونی ترین شب تو باشه ...
کاش هیچ وقت کارت به جایی نرسه که تنهایی
و غربت رو به نگاه های بی محبت آدما ترجیح بدی ..
gol nemikham khatab nemikham.hamasho bede be dustaye digat.man faghat haleto porsidam.joloye hame zadi too zogham.badesh tu poste yeki dige....
begzarim khube ke adam faramoosh mishe
چشمهایم را به انسانی بدهید
که هرگز طلوع آفتاب،
چهره ی یک نوزاد و
شکوه عشق را در
چشم های یک زن ندیده است.
قلبم را به کسی هدیه بدهید
که از قلب جز خاطره ی
دردهایی پیاپی و آزار دهنده
چیزی به یاد ندارد.
خونم را به نوجوانی بدهید
که او را از تصادف ماشین
بیرون کشیده اند و کمکش کنید
تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند.
کلیه هایم را به کسی بدهید
که زندگیش به ماشینی
بستگی دارد که هر هفته خون او
را تصفیه می کند.
استخوان هایم، عضلاتم،
تک تک سلول هایم و اعصابم
را بردارید و راهی پیدا کنید
که آنها را به پاهای
یک کودک فلج پیوند بزنید.
هر گوشه از مغز مرا بکاوید،
سلول هایم را اگر لازم شد،
بردارید و بگذارید به رشد
خود ادامه دهند تا به کمک
آنها پسرک لالی بتواند
با صدای دو رگه فریاد بزند
و دخترک ناشنوایی
زمزمه ی باران را روی
شیشه ی اتاقش بشنود.
آنچه را که از من باقی می ماند
بسوزانید و خاکسترم را
به دست باد بسپارید،
تا گلها بشکفند.
اگر قرار است چیزی از
وجود مرا دفن کنید بگذارید
خطاهایم، ضعفهایم و
تعصباتم نسبت به
هم نوعانم دفن شوند.
گناهانم را به شیطان
و روحم را به خدا بسپارید
و اگر گاهی
دوست داشتید یادم کنید.
عمل خیری انجام دهید
یا به کسی که نیازمند شماست
کلام محبت آمیزی بگویید.
اگر آنچه را که گفتم
برایم انجام دهید،
همیشه زنده خواهم ماند..
رب اشرح لى صدرى
پروردگارا سينه مرا بگشاى
و يسر لى امرى
و كارم را به من آسان كن
و احلل عقده من لسانى
و گره از زبانم باز كن
يفقهوا قولى
تا گفتارم را بفهمند...
می خندم...
12 سال و 11 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 10 دقيقه قبلساده می گیرم...
ساده می گذرم...
بلند می خندم و با هر سازی میرقصم ...
نه اینکه دل خوشم!
نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد!
مدتی طولانی شکســــتم، زمین خوردم،
سخــــتی دیدم، گــــریه کردم و حالا ...
برای " زنده ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ" زده ام ...!
روحم بزرگ نیــــست! دردم عمیــق است ...
می خندم که جای زخــم ها را نبینی ...