❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دستمال کاغذی به اشک گفت: قطره قطره*ات طلاست یک کم از طلای خود حراج می*کنی؟ عاشقم! با من ازدواج می*کنی؟ اشک گفت: ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی! تو چقدر ساده*ای خوش خیال کاغذی! توی ازدواج ما تو مچاله می*شوی چرک می*شوی و تکه*ای زباله می*شوی پس برو و بی*خیال باش عاشقی کجاست! تو فقط دستمال باش! دستمال کاغذی، دلش شکست گوشه*ای کنار جعبه*اش نشست گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد در تن سفید و نازکش دوید خونِ درد آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه*ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد چرک و زشت مثل این و آن نشد رفت اگرچه توی سطل آشغال پاک بود و عاشق و زلال او با تمام دستمال*های کاغذی فرق داشت چون که در میان قلب خود دانه*های اشک کاشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مثل قطره بارانی که برشیشه ی غبار گرفته ی پنجره ی خانه ی متروکی میبارد تو بر زندگی من باریدی ان چنان باریدی که ناگاه برهنه به لمس قطره قطره ی حجمت شتافتم چیزی در من روئید چیزی از من تابید و فاصله رنگین کمانی شد باران باشد تو باشی و یک خیابان بی انتها باشد به دنیا میگویم خداحافظ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هــــــرگــز بـه گذشته برنگــــــــرد اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشــت هیچوقت یک پرنسس نمیشد…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آرزوهایم هوایی میشوند ...! به باد میروند ...! دود میشنود ...! حس میکنم معتاد حسرت هایم شده ام...!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این روزها درمن حالتِ فوق العاده اعلام شده است ... بیش از حدمجاز دلم برایت تنگ شده..!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روي بـي تــابي ام تــــاب مـــي خــــورم تـــا بيــــايـــي....!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوست داشتَنت معادله اي ست كه ،نفس هايَم را اثبات مي كند!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تــو میگذری .. زمان .. می گـــــذرد !.. چه كنم با دلــــی .. كه از تو .. توان گذشتنش .. نیست...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از نردبان ِ موهایت که پایین می آیم، در حیاط خلوت شانه هات … مهمانم کن به نوشیدن ِ یک فنجان لبریز از شراب سرخ لبت ! و راهی ام کن … راه ِ زیادی نمانده مقصد بعدی: " ایستگاه اول قلب تو" زخم زندگی ات منم همه به زخم هایشان دستمال می بندند تو اما به زخمت دل بسته ای
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چشمانت و لب هایت مانند آتش جهنمی است… که مرا در شعله هایش می سوزاند… و رازی در آن نهفته است که مرا به دیوانگی و ویرانی می کشاند