من از پشت شبهای بی خاطره
من از پشت زندان غم آمدم
من از آرزوهای دور ودراز
من از خواب چشمان نم آمدم
تو تعبير رؤيای ناديده ای
تو نوری كه بر سايه تابيده ای
تو يك آسمان بخشش بی طلب
تو بر خاك ترديد باريده ای
تو يك خانه در كوچه زندگی
تو يك كوچه در شهر آزادگی
تو يك شهر در سرزمين حضور
تويی راز بودن به اين سادگی
مرا با نگاهت به رؤيا ببر
مرا تا تماشای فردا ببر
دلم قطره ای بي تپش در سراب
مرا تا تكاپوی دريا ببر
خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه …
14 سال و 9 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبلخيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني …
خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش
جشن بگيري …
خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر
مي كني به خاطرش زنده اي …
خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ، بعد بفهمي
دوست نداره …
خيلي سخته كه همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون
بگه : ديگه نمي خوامت …
خيلي سخته كه دوسش داشته باشي ، اما نتوني باهاش بموني …
خيلي سخته كه بخواي با آب خوردن بغضت رو بفرستي پايين ، اما
يه دفعه اشك از چشات جاري بشه …
خيلي سخته كه وقتي كه رفتي تا با پول تو جيبي چند ماهت براي
تولدش كادو بخري با يكي ديگه ببينيش …
خيلي سخته كه بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشي حرفش
يه (( ن )) كم داشته …
خيلي سخته كه كسي كه تموم زندگيت رو به پاش ريختي ،
با بي رحمي تموم تو چشمت نگاه كنه و بگه : ديگه دوست ندارم …
خيلي سخته كه يه عمر با خيال يه نفر زندگي كني ، اما وقتي فهميد
عاشقشي بره و پشت سرشم نگاه نكنه …
خيلي سخته كه دلت رو به كسي خوش كني كه
يه دلخوشي ديگه داره …
خيلي سخته كه وقتي بعد از كلي كلنجار رفتن با خودت ، مي ري كه
حرف دلتو بهش بگي ، با يه معذرت خواهي كوچيك بگه :
فعلاً سرم شلوغه …
خيلي سخته كه هميشه مجبور باشي سخت ترين چيزها رو
تحمل كني …
واقعا درسته 
14 سال و 9 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 11 دقيقه قبلنمره شما 20...یه 20 گریه دار...
14 سال و 9 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 9 دقيقه قبلخيلي سخته كه بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشي حرفش
يه (( ن )) كم داشته …
مرسی گلم ...
14 سال و 9 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 7 دقيقه قبل