وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن...
آزاده جون . اون عکس را برای یکی از دوستام گذاشته بودم ....
15 سال و 10 روز و 11 ساعت و 39 دقيقه قبلآها
15 سال و 10 روز و 11 ساعت و 35 دقيقه قبل