کاشکی که یه روز بیاد که غم مزاحم پاکی نشه، من وتو مال هم بشیم و هیچ کسی شاکی نشه،کنار هم بودنمون کسی رو اذیت نکنه، از بدی وکینه وغصه کسی صحبت نکنه ،شونه به شونه مثل کوه توسختیها جانزنیم،همدیگرو بفهمیم وتکیه به هرجانزنیم،شاید داغ داشتن توهمیشه بامن بمونه،طاقت دوری تورومحاله قلبم بتونه،یه شب میشه بخوابم ونیای توخوابم الکی،که دیگه تنها نباشم باگریه ی یواشکی، یه پرسشی توذهنمه که هی منومیسوزونه ،میخوام بدونم که دلت باز منو لایق میدونه
یادمه یه روز استادمون سر کلاس یه سؤال پرسید و گفت از بین گزینه ها یه دونه رو انتخاب کنیم و به شماره ای که داد پیامک بزنیم تا به برنده مسابقه جایزه بده. بعد یه دقیقه ای که وقت داده بود برگشت گفت: الان من شماره همه تون رو دارم و اگه کاری داشته باشم به همه تون یه جا اطلاع میدم. - صرفا نقل خاطره -
ظاهرا شما هم تاریخ تولدتون رو لو دادید! البته تاریخ تولد که مهم نیست، مهم سال تولده
دل من سکوت کن
بگذار بغض هایت سر بسته بماند
گاهی سبــــــــــــــــــــــــــک نشوی سنگیــــــــــــــــــــــــــــــن تری
چقدر نامردی حتی بیشتر ازخود من تنهایی
باوشه.
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 42 دقيقه قبل






13 سال و 1 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 32 دقيقه قبلهعی دلم واسه خطاب دادن و شیطونی تنگ شده بود.
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 30 دقيقه قبل



13 سال و 1 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 29 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 28 دقيقه قبل