گفتم شب خوش ولی هنوز اینجام. دلم گرفته. دلتنگم دلتنگه خیلی چیزها خیلی کس هایی که گذاشتن و رفتن. حرف میزنم ولی حرفم میشه یک حرف بد که نباید گفته شه. خدا هم باهام لج کرده
گاهی وقتا فک میکنم هیچکی منو اندازه پسر خالم دوست نداشت و نداره! اونجوری که اون جلوی پاهام زانو میزد و اشک میریخت تا بهش فرصت بدم شاید بتونم دوسش داشته باشم. از 10 سالگی تا الان منتظرمه...
شب ؛ هنگامیکه همه خوابیده اند
آرام آرام به جستجوی تلخ در آبادی می نشیند
خانه های بدون حصار؛گشایش اولین امید
وارسی دقیق ـ
سرانجام قاپیدن مرغی از لانه
فردا صبح ؛ پرهای سفید ؛ واندوه زن
اما در خانه ی روباه دیشب جشنی بر پا بود
پدری مهربان و زحمتکش


13 سال و 3 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 14 دقيقه قبلنمیتونم شاد باشم وقتی همه تنهام میزارن
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 13 دقيقه قبلکی گفته تنهات میزاریم ..... تو دوستمون هستی ......
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 9 دقيقه قبل
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 8 دقيقه قبل

13 سال و 3 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 8 دقيقه قبل