دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
f%20(6).jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@aloNE** ... جان در حال زدن .......

تنها
تنها

سلام

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@♥ღ سکوت زندگی♥ღ هرچه دلم را خالي ميکنم باز پر ميشود از تو ، چه برکتي دارد دوست داشتنت .

این ارسال را بازنشر کرده است.
سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

میدونی اوس کریم....؟ آقامون سعدی اونجا که گفته:... به تو حاصلی ندارد، غمِ روزگار گفتن ،..... بیشتر روی صحبتش با تو بوده حتما!........سلام

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

ســــلام

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

واااای دنبالر سلام دلم واست تنگ شده بود سلام دوستان

◄йΛđξя►(پسرخاله دنبالر )
◄йΛđξя►(پسرخاله دنبالر )
توسط موبایل

سلام به همه ی دوستان گلم

نــازی SG
ne.jpg نــازی SG

مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
توسط موبایل

میدونین دلم چی خواست یوهو؟؟؟

Yashil
598862_521244064563509_1231423105_n.jpg Yashil

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ سلامتى همه اونایى که همیشه تو جمع میگن و میخندن ولى دو دقیقه که باهاشون تنهایى حرف بزنى میفهمى یه دنیــــــا غصه دارن...

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

معلم عصبي دفتر رو روي ميز کوبيد و داد زد: سارا ... دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پايين انداخت و خودش را تا جلوي ميز معلم کشيد و با صداي لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم که از عصبانيت شقيقه هاش مي زد، تو چشماي سياه و مظلوم دخترک خيره شد و فریاد زد:چند بار بگم مشقاتو تميز بنويس و دفترت رو سياه و پاره نکن ؟ هـا؟! فردا مادرت رو مياري مدرسه... مي خوام در مورد بچه بي انضباطش باهاش صحبت کنم! دخترک چونه ي لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مريضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق مي دن... اونوقت مي شه مامانم رو بستري کنيم که ديگه از گلوش خون نياد... اونوقت مي شه براي خواهرم شير خشک بخريم که شب تا صبح گريه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولي موند براي من هم يه دفتر بخره که من دفترهاي داداشم رو پاک نکنم و توش بنويسم... اونوقت قول مي‌دم مشقامو ... معلم صندليش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشين سارا ... و کاسه اشک چشمش روي گونه خالي شد

مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
توسط موبایل

هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ســــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــلام

در ب در
در ب در
توسط موبایل

سلامی به بلندای برج میلاد