خب ازونجایی که من خسته شدم و دیگه نای موندن ندارم و حرفامم ته کشیده ... باید بار و بندیلمونو ببندیم و بریم لالا ... باشه که حالمون بیاد سر جاش و رستگار شویم شب همگی خوش ...
یه شعر تو بچگی می خوندیم و. شبا که ماااا میی خوابیم آقققققاااااا .............. بیداره. ماال دنبلر . ما خواب خوب میبینیم اون به کروکودیل گیر میده. حالا گرفتی کی به من گیر داده. اسمش و میاری عین چی میاد وسط حال ملت و می گیره.
آره خودشه اسمش ونبری میاد حال مون و میگیره. بیست وچهار ساعت نشده سه بار به من اخطار وتذکر داد. شدم مثل هیچکس. یه صدایی میاد همه در میرن./ همه در میرن درگیرن/. گیر دادن به ما تفریحه / و در پایان ببین بین به من دسبند نزن.
الان این حرف رو میزنی پریا جان.دو روز دیگه که شوهر کردی ایشالا؛یک پاچه خاری ای بکنی ازش که نگو.شما زنا همتون احساساتی و رمانتیکید..مگر اینکه شما فضایی باشی.
شوهرررررررررررررر؟؟؟خاب ببینی من شوهر کنم بعدم پاچه خواری اووووووووووووووق عمرا من عاشق بشم پر از خالیه برو پروفایلم از پستای اخرم نطرمو راجبع عشق گفتم
مرسی کیانا جان ..
14 سال و 2 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 1 دقيقه قبلعزيزي ... خدوتم ميدوني ...
14 سال و 2 ماه و 9 روز و 12 ساعت قبل