❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه فرقی میکند می خواهم دلتنگی هایم را در برابر همۀ چشم ها برهنه کنم به این امید که شاید بین آنها چشمهای تو بیقراریم را ببیند.... حروف را کنار هم می چینم واژه ها را یکی یکی پاک میکنم دوباره از نو می نویسم با خودم میگویم چگونه میشود اثری جاودانه خلق کرد ؟ دلم میخواهد چیزی بنویسم که سر ذوق بیاوردت آنقدر که دلت بخواهد ردپایی از خودت بگذاری به دنبال کلمات بزرگ نمیروم، ساده میگویم این حرفها، این خط ها، این خط خطی ها دلشان برای نوازش نگاهت تنگ است....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
When you come to me My heart beats rapidly But still, I'm smiling But... My heart still beats fast When I look at you You're right in front of my eyes And you're more close And you're still closer And will treat your lips to my lips And my heart still beats faster than befor
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نیازی به انتقام نیست. فقط منتظر بمان آن ها که آزارت می دهند، سرانجام به خود آسیب می زنند و اگر بخت مدد کند خداوند اجازه می دهد تماشاگرشان باشی . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بزرگترین گناه آدمی قبول زندگی در دنیاست ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شما به من سیاستمداری نشان دهید که بتواند پرواز کند، آن وقت من به شما یک سیاستمدار صادق از زمان یهودا نشان می دهم.