❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چشمان تو راه خروجی را به من نشان داد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عاشق پیرمردی هستم که هیچ آلبوم عکسی نداشته باشد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلها راباید شکست جور دیگر باید شکست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وطن من یعنی قرنطینه /// که توش صدا و نفس و قلم گیره /// یعنی فریدون خونسرد کاوه تنبل /// آرش بی تیر کمون ایران کمتر /// غرب هوسـباز و عرب پخته /// یعنی این همه فرق به خاطر یه نقطه ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حالم را به هم نزن، غم هایم به تازگی ته نشین شده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کوچک که بودم کشتی هایم که غرق می شد سریع برگی از دفتر مشقم می کندم و دوباره یکی عین آن را می ساختم ! حالا ولی روزهاست که کشتی هایم غرق شده و تنها در حسرت آنم که چرا دیگر دفتر مشقی ندارم ؟!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یکی که میخواست حرف های قصار بزنه گفت: “ از ایستادن متنفرم مثل بچه ها راه میرم و زمین میخورم “.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هی روزگــــــــــــــــار !!! چراغت که روشنـــــــه . . . ولی نمیدونم چرا صدات همش قطع و وصل میشــــــــه !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فقرا از اینکه به دنیا اومدن غصه میخورن و ثروتمندان از اینکه باید از این دنیا برن !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بلبلی که تارهای صوتی اش را از دست داده بود ، انگشت پایش را داخل دهانش کرده بود و سوت بلبلی می زد.
بله اینم از صنعت پارادوکس...
13 سال و 4 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 26 دقيقه قبل توسط موبایل