❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هي فلاني...؟... مي داني؟... مي گويند رسم زندگي چنين است!!!!!!! مي آيند....... مي مانند....... عادتت مي دهند....... و مي روند....... و تو در خود مي ماني....... و تو تنها مي ماني....... راستي نگفتي؟ رسم تو نيز چنين است؟ مثل همه ي فلاني ها هستي؟؟؟؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ای نمی دانم!
هر چه هستی باش!
اما کاش....
نه؛ جز اينم ارزويی نيست:
هر چه هستی باش!
اما باش!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شيشه ي پنجره راباران شست ازدل من اما؛ چه كسي نقش تو راخواهدشست؟!!.. آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ می پرد مرغ نگاهم تا دور وای باران ...باران.. پر مرغان نگاهم را شست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مي بينم که مي آيي و بر در و ديوار کعبه
تکيه مي زني
و قبضه ذوالفقار مي فشاري
مي بينم که مي آيي
تا انتقام خون مظلوميت همه تاريخ بستاني
داد ستمديدگان بگيري
درد هابيل بشنوي
داغ پيغمبران و پيغمبر زادگان باز گويي
مي بينم که مي آيي تا انتقام قامتي خميده را
بگيري که ناله اش
قلب نازنينت را هنوز آتش مي زند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق آتش است ،اما آتشي سرد . با وجود اين بايد در اين آتش سوخت ،اين آتش فقط براي تطهير کردن مي سوزاند ،ناخالصي است آن چه ميسوزد و طلاست آنچه ميماند نگران رنج عشق هم نباش زيرا خواهان خراب کردن توست تا دوباره آبادت کند .فراموش نکن دانه بايد شکسته شود و گرنه درخت چگونه ميتواند متولد گردد؟؟! رود بايد به انتها برسد و گرنه چگونه ميتواند به دريا ملحق شود ،پس راحت باش و در عشق بمير! و گرنه چگونه ميتواني خويشتن خويش