❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه قدر سخته منطقی فکر کنی...وقتی احساساتت داره خفت میکنه...! چه قدر بده ترس از دست دادن!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مــــرا از بـنــد آویــــزان کـنـیــد ! ســــر و تـــه ….! شــایـد فـکــــرش از ســرم بـیـفـتـــد … !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میخواهم امشب طعم شیرین خواب را از چشمهایت بگیرم میخواهم فقط برای تو چشمهایم را نذر باران کنم….
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از از "تو" بدم می آید! ... ببخشید! تو سنگی! و من یک تکه شیشه! "سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد "ولی شکستن من" جدی است! *** از "تو" بدم می آید! ببخشید! از واژه ی "تو" چه می شد اگر همه شعر های "من" با "تو "آغاز نمی شد؟! *** می خواهم گریه کنم! وقتی که زبانت می گیرد و مرا- لحظه ای- "شما" خطاب می کنی "من"فاصله "شما"را با "تو" چگونه باید پر کنم؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنقدر چشم، انتظار آمدنت نشستم که تمامی دربهای باز، بر روی پاشنه انتظار پوسیدند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری کمی دلم آرامتر شده فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده شب های تیره و تار من مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم به یاد می آورم حرفهایت را باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو که میدانی تمام وجودم هستی این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین اینها همه حرف دلم بود ، همین! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . اشک من جاری شد… جای تو خالی بود جـــــــــای تـــــــــو … عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید شعر دلتنگی من سخت گریست . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در پی دانه مرو همچو کبوتر، که تو را / عاقبت بهر یکی دانه، به دام اندازند ............... صید کن شیر صفت، نیم بخور، نیم ببخش / تا به هرجا که روی، بر تو سلام اندازند . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
بعضی ها،طواف نمی کنند، فقط خدا رو دور می زنند . . .
.