❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گویند روزی شخصی، نابینایی را در راهی دید که در یک دست سبو و در دست دیگر فانوس داشت به او گفت تو که نمی بینی فانوس به چه کارت آید گفت این فانوس از بهر کوردلان تاریک اندش است که به من نخورند و سبوی من را نشکنند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از بزرگ مردی (نمی دونم شاید هم بزرگ زنی)می پرسند اگر بخواهی درباره ی امید کتابی صد صفحه ای بنویسی چه مینویسی می گوید 99 صفحه ی آن را خالی می گذارم و در خط آخر صفحه ی آخر می نویسم که امید آخرین چیزی است که می میرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من برای سال ها مینویسم ...... سال ها بعد که چشمان تو عاشق میشوند....... افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود...... همیشه یکی بود یکی نبود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... خسته شدم بس که تنها دویدم... اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس که تنها ایستادم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می نویسم
می خوانم و فریاد می زنم
همیشه دوستت دارم
اما حیف که
دوست داشتن همیشه کافی نیست......
بی تو دیگه نمی تونم
ذره ذره تموم شدم
ای بی وفا ای مهربون
تو رفتی و تنها شدم
حالا می گم بیا ولی
انگار دیگه نمی تونی
یکی دیگست تو زندگیت
اینو از قلبت شنیدم
می دونی گریه می کنم
شبا یرای عشق تو؟
نمی رسم یه تو ولی داد می زنم دیوونتم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امروز پیراهنم بدجور بوی مرگ می دهد من و اقای مرگ خیلی وقت است با هم تنها شده ایم در این شبها ستاره ها را می شماریم و باهم دو فنجان چای داغ می خوریم متاسفم جای تو نیست این اتاق دونفر است !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی با همه وسعت خویش مخمل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن نیست اظطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست زندگی کوشش و راهی شدن است زندگی جوشش و جاری شدن است ازتما شاگه آغاز حیات تا بدانجا که خدا می داند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدا رو دوست دارم چون *آی دیش* " همیشه روشنه " خدا رو دوست دارم چون به همه *پی ام ها* " جواب میده " خدا رو دوست دارم چون حرفای آدم رو "سند توآل نمی كنه " خدا رو دوست دارم چون هیچ كسی رو " ایگنور نمی كنه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من هرگز نگویم كه دست مرا بگیر ... گویم گرفته ای ز عنایت رها مكن
مرسی محمدحسین.....
14 سال و 5 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 10 دقيقه قبل