❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
++ از پـوچ پـوچ رویــا ، تا پیـچ پیـچ کابــوس ++
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
++ بوی لجـن گرفتـه انبـوه خاطـراتـــم ............. دیـروز: رنگ وحشـت ، فردا: دوباره تکـرار ++
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو از خورشید پرسیدی، چرا بیمنت و با مهر میتابد؟ تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعلههای شمع، پرسیدی؟ تو آیا در شبی، با کرم شبتابی سخن گفتی از او پرسیدهای راز هدایت، در شبی تاریک؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روی بخار شیشه مینویسی "دوستت دارم" و بعد پرده را که میکشی میروی سراغ درس و کتاب و این سوی پنجره میمانم من که تنهایی ام را تا تولد شعری تازه قدم بزنم باران می آید. میدانم تو خواهی خوابید و شیشه را بخار خواهد گرفت و "دوستت دارم" را هم! و صبح که بیدار میشوی از هول مشقهای نانوشته فراموشم خواهی کرد. کاش فردا جمعه بود کاش میتوانستم مشقهایت را بنویسم...