❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من چه میدانستم دل هر کس ، دل نیست قلب ها ز آهن و سنگ ، قلب ها بیخبر از عاطفه اند.... من چه میدانستم . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی را باید از نو نوشت بازگشتم به صفحات قبل هیچ ندیدم .... حتی زیستن دیگر هیچ معنایی نداشت بدون تو
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش میشد زندگی را از نو نوشت از سرآغاز تو در دفتر روزگار زیستن را نظاره کردمهم همه چیز بود جز تو وقتی به نام تو رسیدم دیدم زندگی وجود نداشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم... یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم... یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم... یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از مرگ حذر کردن دو روز روا نیست
روزی که قضاباشد و روزی که قضانیست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سودی
روزی که قضا نیست بر او ترس روا نیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلا یاران سه قسم اند گر بدانی زبانی اند و نانی انـد و جـانی به نـانی نان بده از در برانـش تو نیـکی کن یه یاران زبـانی ولیـکن یـار جـانی را نگهدار به پـایش جـان بده تا می توانی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بارون نمیشم که نگی با چه منتی خودشو به شیشه می کوبه تا نیم نگاهی بیندازم ابر میشم که از نگرانی یه روز بارونی هر لحظه پنجره رو بگشایی و من رو تو آسمون نگاه کنی