❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیشب ندیدی که چه محشر کردم/ با اشک تمام کوچه را تر کردم/ دیشب که سکوت دق مرگم می کرد/ وابستگی ام را به تو عادت کردم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . . خیال بوسه ای که اینجا جا گذاشتی اش ، بر لبانم سنگینی می کند … به خاک می افتم در مقابلت فکر می کنی چیز دیگری هم برای باختن دارم هنوز ؟ . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . مثل اتاق زیر شیروانی پر از خاطره ی بارانم ، کدام واژه می فهمد برایت چقدر دلتنگم ؟ . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تیغ روزگار شاهرگ ” کلامم ” را چنان بریده ، که سکوتم ” بند ” نمی آید ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه ، هرچی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه و اگه رفتی جای پات واسه همیشه میمونه