❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست....
بوسیدن قول ماندن نیست.....
و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست....
در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد...
همیشه به یاد داشته باش در ارتفاعی خاص از زمین دیگر ابری وجود ندارد اگر آسمان زندگیت ابری ست به این دلیل است که روحت به اندازه کافی اوج نگرفته است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز. در ضمن این قدر مرا لعنت نکن!» گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم؟» در حالیکه دور می شد گفت: «من پیامبر نیستم جوان ...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آن کس که می گفت : دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت ... صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید : دوستت دارم .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که ... هرگز پاره نشود بـرچـه گلـی بـنویـسم که ... هـرگز پرپر نشـود بـر چه دیواری بنویسم که ... هرگز پاک نشود بـر چه آبـی بنویسم که ... هـرگز گل آلود نشود و سرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که ... هـرگز سـنگ نشود !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من غریبهی دیروزم. آشنای امروز و فراموش شدهی فردا. پس در آشنایی امروز مینگرم تا در فراموشی یه دنیا یادم کنی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حقیقت انسان به آن چه اظهار میکند نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش فرا بسپار