❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران ... آسمان بارانی است همگی می گذرند چتر دارند به دست تا نبارد باران بر سر و صورتشان اما ... من تنها و رها زیر این سقف سیاه گام بر می دارم بی چتر ... و به تو , می اند یشم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی توانی حرف زدن خدا با کسی دیگر را بشنوی مگر آنکه خودت همان شخص باشی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم را هيچکس باور نداشت هيچکس کاري به کار من نداشت.... بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ.... او که خوابيده است در اين گور سرد بودنش را هيچکس باور نکرد