❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی به یاد تو می افتم ، حیرت می کنم که : روزگاری دراز ، آن طور دوست داشتمت که خود را . گاهی گفته ام : نه عشق ، بلکه فریب خود بود . گناهی که ظاهراً بر آن گستاخیم . حالا من عاشق کسی دیگر هستم که از تو زیباتر است و مهربانتر اما تو نیز مهربانتر و زیباتر بوده ای . اگر من همانم تو نیز هم ، پس چیست آن چه سایه دارد بر آفتاب ما ؟ تو نیز به هنگام دلتنگیهای عصر ، از آن چه بوده یادی کنی ؟ اگر چنین باشد درست نمیدانم در این بازی از دست رفته ام . فریب میدهم خود را که تو نیز چون من عین روزگار شدی .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنگاه که می نگری مرا ، در دو چشم خسته ات ای عروسک دلتنگ ، تصویر چشمانِ من ، گریه را فریاد می زند! آه ..، غمگین مباش! من به یادِ دردِ تو نیز خواهم گریست ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چون راه مي رويم پس ممكن است گم شويم !(نيچه )
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شاید آن درگران در دستان من عطر تن تو باشد. با تو می گویم از عشق با تو می گویم از مهربانی صادقم با تو.آرزوی دیرین من با صدایی رسا فریاد می کشم: دوستت می دارم تا بی نهایت.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگفت : اگه " به اضافه ی " خدا باشی میتونی " منهای" همه چیز زندگی کنی ... برای یکبار هم که شده در زندگیت امتحان کن ... ضرری متصور نیست ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پرسید : چرا ناراحتی ؟ گفتم : چون از بد روزگار به پست آدم نا سپاسی خوردم . گفت : نگران نباش ، مسیر رو درست اومدی ، اینجا دنیاست مگر نشنیدی که : " دنیا همیشه جائیه که نجیب و نانجیب به هم می خورن " قرار به موندن نیست نه برای تو و نه حتی برای اون ! غصه نخور ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عاشقت خواهم ماند بي آن که بداني دوستت خواهم داشت بي آن که بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آن که حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اين گونه شايد احساسم نميرد