❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آرزویت را برآورد میکند آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باور کن! هیچ ستاره ای قبل از آسمان متولد نشده نخ بادبادک نگاهت را پایین بیاور ... به من نگاه کن من اندازه ی همین آسمان برهنه دوستت دارم ...و.....و ....شاید كمی بیشتر از آن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بنشین ، مرو... دیدگاه ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگه یه روز... (آهنگ زیبای فرامرز اصلانی) ... دیدگاه ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لبخند معصومت... ( آهنگ زنده یاد جهان)... دیدگاه ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دخترک خندید و پسرک ماتش برد ! که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می خواست، حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد ! غضب آلود به او غیظی کرد ! این وسط من بودم، سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم من که پیغمبر عشقی معصوم، بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندان ِ تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم و به خاک افتادم چون رسولی ناکام ! هر دو را بغض ربود... دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: "او یقیناً پی معشوق خودش می آید !" پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: "مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد !" سالهاست که پوسیده ام آرام آرام ! عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز! جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم، همه اندیشه کنان غرق در این پندارند: این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من به تو خنديدم چون كه مي دانستم تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي پدرم از پي تو تند دويد و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه پدر پير من است من به تو خنديدم تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك دل من گفت: برو چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام حيرت و بغض تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نظام وفا : اخلاصْ به چاکِ پیرهن نیست .... اینجا دلِ پاره میپسندند