دلتنگيهای ادمی را باد ترانه ای می خواند؛ روياهايش را اسمان پرستاره نادیده می گیرد و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند. سکوت سرشار از سخنان ناگفته است؛ اعتراف به عشقهای نهان و شگفتیهای بر زبان نیامده. در این سکوت حقیقت ما نهفته است. حقیقت تو و من...
بگو در دلت را به من، كه سكوت شبانه مرا ديوانه كرده است. بگو درد دلت را به من، كه آسمان بي ستاره مرا دلتنگ كرده است. بگو درد دلت را به من، كه شبهاي بي مهتاب مرا غمگين كرده است. بگو درد دلت را به من، كه غروب آتشين مرا دلگير كرده است. بگو درد دلت را به من، كه آواز قناري مرا عاشق كرده است
@پـدربـزرگـــ ایـرانـی ... 8 قسم به هر چه بخواهی قسم به تو دنیای من تویی که فقط می دهم به تو دیگر سکوت و شعر و خیابان بهانه است در خویش می زنم قدم ومی رسم به تو
چگونه دلتنگی هایم را به تصویر بکشم چگونه بگویم دوستت دارم تا باور کنی همیشه در قلب منی من اگه توی دنیا دوتا امید داشته باشم اولی خداست و دومی تویی بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره با این وجود از ته دل میگویم دوستت دارم
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد ... عجب از محبت من كه در او اثر ندارد ... غلط است هر كه گويد: دل به دل راه دارد ... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
@BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببینم) چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهايي است ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشايي است مرا در اوج مي خواهي تماشا كن تماشا كن دروغين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن در اين دنيا كه حتي ابر نمي گريد به حال ما همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنه
@الهــــ ه دلم برای تنهایی میسوزد چرا هیچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچکس او را نمیخواهد دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود. تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوض خانه پیدا کردم از گریه چشمانش قرمز بود برایش گریستم آخر او از تنهایی مرده بود تنهایی مردو من تنها تر شدم
@امیرِ تنــــها محراب عشق را خیس کرده ام اما هنوز به باور اشک نرسیده ام دل را به یار تقدیم کرده ام اما هنوز به صحبت عشق نپرداخته ام خود را به خدای خویش رسانده اماما هنوز خود را نیافته ام