❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق خود یک عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت . اندازه می گیری ! حساب و کتاب می کنی ! مقایسه می کنی ! و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ، که زیادتر دل داده ای ، که زیادتر گذشته ای ، که زیادتر بخشیده ای ، به قدر یک ذره ،یک نقطه ،یک ثانیه حتی ! درست از همانجاست که توقع آغاز می شود و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم ...!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باز هم ستاره به ستاره جستجویت کردم. ولی نیافتمت. از کهکشان دلسپردگی من خسته شدی که تاب ماندن نیاوردی و بی خبر رفتی ؟ مهتاب کهکشان نیافتنی من ، آنقدر بی تاب دیدنت شده ام که دلتنگی ام را به قاصدک سپردم و به هزار شعر و ترانه رقصان به سوی تو فرستادم. روزها و شبها به دنبالت آمدند و تو را ندیدند. قاصدک هم برنگشت.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن*****نچرخ تا جون بگیره این آدم شکسته تن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم کا[!]ت.(فروغ فرخزاد)
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زنگ زدم ۱۱۵، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ پـَـــ نــه پـَـــ یه پلیس ۱۱۰ میخوام, بقیش هم آدامس بدین!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
********** باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست . ( کوروش بزرگ )
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر حکومتی که شادمانی را از مردمان بگیرد شکست خواهد خورد و برانداخته خواهد شد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همواره نگهبان کیش یزدان باش، اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیش که میل دارد پیروی کند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امپراطور یونان به کورش گفت: ما برای شرف میجنگیم و شما برای ثروت! کورش در جواب گفت: هرکس برای نداشتههایش میجنگد!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
* آدمهایی که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند، نمیفهمند که پاییز همان بهار است که عاشق شده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعد از این بگذار قلب بی قراری بشکند / گل نمیروید، چه غم گر شاخساری بشکند / کاروان غنچه های سرخ روزی میرسد / قیمت لبهای سرخت روزگاری بشکند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد ....... اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ز مرگم هیچ نمی ترسم اگر دنیا سرم ریزد، از این ترسم که بعد از من گلم را دیگری بوسد