❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چشمانم را بستم تا پنهان شدنت را نبینم… یک… دو… چند سال می گذرد... هزار... ده شمرده ام ! و تو هنوز نگفته ای: " بـیـا ".
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میان ابرها سیر میکنم هر کدام را به شکلی میبینم که دوست دارم . . . میگردم و دلخواهم را پیدا میکنم میان آدمها اما . . . کاری از دست من ساخته نیست خودشان شکل عوض میکنند بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد … بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . روزهایم گذشت اما روزگار از من نگذشت! اما من از روزها و روزگار گذشتم ، بگذرید از من! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ من به آن محتاجم ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده .. امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ! و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم! و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست .. و غمــت سـهم ِ مــن!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . میدوزم، شادى رابه غم، زیادى رابه کم، درخت را به ریشه، گاهى را به همیشه، ستاره را به آسمان، زمین را به کهکشان، کهنه را به نو، و خودم را به تو. . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به روزها دل مبند، روزها به فصل که می رسند رنگ عوض می کنند. با شب بمان، شب گرچه تاریک است ،اما همیشه یکرنگ است . . !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنکه باخودش تنهاست هنوزکامل نیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . در مسابقه بین شیر و گوزن ، بسیاری از گوزن ها برنده میشوند چون شیر برای غذا میدود و آهو برای زندگی .. پس ” هدف مهم تر از نیاز است “ . . .