❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سعادت انسان ,تنها تکه های ِ بزرگ ِ خوش شانسی نسبت به فواید ِِ کمی که هر روز اتفاق می افتد است که ارائه داده می شود.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من رسماً از بزرگسالي استعفا مي دهم!...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مطمئن باش هر جوابی بدهی ،یک روزی ، یک جوری ، یک جایی به تو باز می گردد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آسمانت زیباست گاه با غرش ابر گاه باریدن عشق از دل تو گاه طوفان و بلا گاه ارامش و تسکین و سکوت گاهی تیره و سرد گاه سوزنده تر از هر آتش گاه آبی گاه قرمز هر چه باشد نیکوست آسمانت زیباست جای پرواز دل من زیباست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اصیل بودن و واقعی بودن نهایت زیبایی است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قطره دلش دريا ميخواست. خيلي وقت بود كه به خدا گفته بود. هر بار خدا ميگفت: از قطره تا دريا راهيست طولاني. راهي از رنج و عشق و صبوري. هر قطره را لياقت دريا نيست. قطره عبور كرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ايستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت. و هر بار چيزي از رنج و عشق و صبوري آموخت. تا روزي كه خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره را به دريا رساند. قطره طعم دريا را چشيد. طعم دريا شدن را. اما... روزي قطره به خدا گفت: از دريا بزرگتر، آري از دريا بزرگتر هم هست؟ خدا گفت: هست. قطره گفت: پس من آن را ميخواهم. بزرگترين را. بينهايت را. خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: اينجا بينهايت است. آدم عاشق بود. دنبال كلمهاي ميگشت تا عشق را توي آن بريزد. اما هيچ كلمهاي توان سنگيني عشق را نداشت. آدم همه عشقش را توي يك قطره ريخت. قطره از قلب عاشق عبور كرد. و وقتي كه قطره از چشم عاشق چكيد، خدا گفت: حالا تو بينهايتي، چون كه عكس من در اشك عاشق است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی، هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكیش جبران شود.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انجاکه ميداني چشمان مشتاقي برايت اشک ميريزد زندگي به رنج کشيدنش ميرزد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق صدای فاصله هاست ، صدای فاصله هایی که غرق ابهامند