❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . هر روز از عمــــر یک زندگــی کــوتاه است .... پس عاشـــقانه زندگی کن .... عشــــــــــق ببـــــــــخش ... و .... لــــــذت ببـــــــــر… . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . دقت کردین همیشه وقتی حوله رو تو حموم میخوای برداری یکی از لباسات میفته رو زمین خیس میشه ؟! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
...خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.... ...خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... ... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... ... خسته شدم بس که تنها دویدم... ...اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... ...می خواهم با تو گریه کنم ... ...خسته شدم بس که... ...تنها گریه کردم... ...می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لحظه ها در گذرند...
تو یک لحظه به ایست.
اندکی ارام تر، ارام من.
تا که شاید بتوانم دست کم
جمع کنم گرد پاهای تو را...
نازنین تر ز هر آن خوب که هست روی زمین!
باش...!
نرو...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در عجب بودم که تورا دیدم و دیوانه شدم تا کجا باید سفر کرد تا به کی باید دوید از کجا باید گذر کرد تا به شهر تو رسید گفتی که طبیب دل هر بیماری پس طبیب دل من باش که بیمار توءم گر همسفر عشق شدی مردسفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه از خوبیهای آدمها برای خودت دیوار بساز. پس هر وقت در حق تو بدی کردند، فقط یه آجر از دیوار بردار ! بی انصا[!]ت اگر دیوار را خراب کنی .