❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . همیشه درد از دیگران است ، گاه از نبودنشان ، گاه از بودنشان ! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. ایستاده ام…. تنها…. پشت میله های خاطرات دیروز این جا …. انگشت هایم را می شمارم یک. دو.. سه… ودست های تو در هم فرو رفته اند تو …. غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی که مهربانی ات را ثابت کنی ولی…. ولی نفهمیدی که من آن سوی خیابان انتظارت را می کشم تو بی وقفه فریاد کشیدی… ومن …. دیگر آزارت نمی دهم زین پس…. قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم مطمئن باش… هنوز هم قافیه را به چشمان تو می بازم.… مطمئن باش! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
نمی دانــم …
چــرا بیــن ایــن همــه آدم
پــیــله کــرده امــ
بــه تــو …
شــاید فــقط با تــو
پــروانــه می شـــوم …
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بارون نميشم که نگي با چه منتي خودشو به شيشه مي کوبه تا نيم نگاهي بيندازم ابر ميشم که از نگراني يه روز باروني هر لحظه پنجره رو بگشايي و من رو تو آسمون نگاه کني
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نرسد دست تمنا چون به دامان شما ....... می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما ........... از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست ........نیمه جانی است درین فاصله قربان شما
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل ازهمان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید آدمیت مرد گرچه آدم زنده بود از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند ازهمان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود بعد دنیایی پر از آدم شد و این اسباب گشت و گشت قرنها از مرگ آدم هم گذشت ای دریغ آدمیت برنگشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شب خوابيدي تو تختت هي قلت ميخوري... بعد گوشيتو بر ميداري مينويسي "خوابم نميبره..."... سرد ميشي... بغض ميکني... ميبيني هيچکسو نداري که واسش اينو بفرستي... تنهايي سخته...خيلي
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چقدر تازگی دارد برايم ؛روزهايی که به اميد آمدن کسی دلخوش نيستم ، و شبهايی که از نيامدنش دلگير نمی شوم ... بی کسی هم عالمی دارد ... !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن ؛ حرمت ها شکسته میشود ... هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن ؛ تبدیل به وظیفه میشود ... !!!

14 سال و 4 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبلسیلام محمد نیستی دلم برات تنگ شده بود
14 سال و 4 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبلسلام حمید جان









14 سال و 4 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 4 دقيقه قبلسلام مهدی جان
سلام حسین جان
سلام نگار جان
سلام الناز جان
سلام سید جان
سلام نیلوفر جان
مرسی از همگی
نیلوفر بهش بگو این گل رو نذاره دهن نداره
با تشکر
14 سال و 4 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 2 دقيقه قبل
14 سال و 4 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 1 دقيقه قبل