❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم گرد و غبار گرفته با تمام قدرت دو طرفش رو گرفتم و توی هوا تکان دادم فایده نداره انگار این گرد و غبار ها سر جدایی ندارن رها نمی کنن این دل درمونده رو دلم هوای بارون به سرش زده نگاش به اسمونه که کی وقتش میرسه که این دل از سیاهی راحت بشه کدوم جمعه این دل زیر بارون مهربونی خیس میشه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ای بنده تو سخت بی وفایی ، از لطف به سوی ما نیایی هرگه که ترا دهیم دردی ، نالان شوی و به سویم ایی هر دم که ترا دهم شفایی ، یاغی شوی و دگر نیایی . . . ای بنده تو سخت بیوفایی ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . کاش واژه حقیقت آنقدر بر زبان ها صمیمی بود که برای گفتن دوستت دارم، نیاز به قسم خوردن نبود! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . هوا گرفته بود، باران می بارید، کودکی با تصور کودکانه خود رو به آسمان کرد و گفت: خدایا گریه نکن درست میشه ما آدما یک روزی بنده خوبی میشیم. . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
جـــانبــــازٍ چند درصـــد است ؟ او که در حادثه ی عـــشـــق ، قــــــلب و غــــرور خود را از دست داده است ؟