❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیگرنمی گویم گشتم نبود نگرد نیست... بگذارصادقانه بگویم گشتم!اتفاقا بود فقط مال من نبود... بگذار دیگری بگردد لابد مال اوست...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
جامه ای بافتم ، تار و پودش از عشق ، خواستم تا به تو هدیه کنم ، لیک دیدم که در آن گوشه باغ ، لاله ای پنهانی با نسیمی می گفت : جامه عشق برازنده هر قامت نیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انگشــــتـ هـآ در هـــمـ ... نفـــس هـآ تقسیــــمـ ... پلــک هـا آرامـ ... چشــــمـ هـآ خیرهـ ... چهـ قد بوســــه بـه جفتمـــآن می آیــد !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تازگــــــی هـآ معنـــای جدیدی برای خوشبختی پیــــدا کرده امـ ... مَـ ن خوشبختـــمـ ، بهـ واسطهـ ی بودن کســــی !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
* عــاشقــی جرمـ قشنــــگی اســت ، در انکــارش مکــــوش ... و اگــر جــُرمـ نمــودی در پــی عشــق بکــــوش !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روز هـــایی را که تـ ـ ـو نیســــــتی ... حیفــــــم می آیــــد زندگـــی کنــــــم !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران می بارد… به حرمت کداممان, نمیدانم! من همین قدرمیدانم؛ باران صدای پای اجابت است. خدا با همه جبروتش دارد ناز میخرد نیاز کن… مرا نیز دعا کن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مي گويند شيشه ها احساس ندارند اما وقتي روي شيشه بخار گرفته نوشتم دوستت دارم آرام گريست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ميدوني چرا بين انگشتاي دست فاصله هست؟ چون يه روز يكي پيدا ميشه اين فاصله رو پركنه...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا... کودکان گل فروش را می بینی!؟ مردان خانه به دوش دخترکان تن فروش مادران سیاه پوش کاسبان دین فروش محرابهای فرش پوش زبانهای عشق فروش انسانهای آدم فروش همه را می بینی...؟! می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد...!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قدم برنداربرجاده ای که درانتهای آن کسی به انتظارت ننشسته باشد،حتی اگرآن جاده زیباترین راه دنیاباشد!!!