❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟ بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !! بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!! خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!! اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک جایی می رسد که آدم دست به خودکشـــی می زند، نــه اینــکه یک تــیغ بردارد رگــش را بزنـــد...نــه! قیـــد احساسش را مـــی زنـد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بهترين دوستت يقينا كسي است كه: در لبخندت غمت در سكوتت حرفهايت و در خشمت مهربانيت را بفهمد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم بهانه ات را می گیرد ... چقدر امشب حس می کنم نبود تو را ... صدایت در گوشم می پیچد و من می گویم - هان مرا صدا کرد ی ؟ دلم تنگ است ... صدایم کن ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حکایت رفاقت من و تو،حکایت قهوه ایست که امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم ! که با هر جرعه بسیار اندیشیدم ، که این طعم را دوست دارم یا نه ؟ وآنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن، که انتظار تمام شدنش را نداشتم ! و تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه میخواهم،حتی تلخ تلخ !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و اشک... و خاطراتی مبهم از گذشته و احساسی که ماند در کوچه های خیس سادگی ام فرصت با تو بودن توهمی شیرین بود خواب کودکانه ی من و تو ماندی در خاطرم بی آنکه تو را ..!!! چه قدر سخت است که با آشنا ترینت بیگانه باشی... بعد از این همه عبورِ کبود، قول میدهم دیگر قدر خلوتهایم را بدانم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آشنا هایم ; غریبه هایی هستند ، که تنها اسمشان را می دانم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کـــور بــاش بانـــو ...
نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد!
عـبوس بــاش بانــــو ...
لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد!
لال بــاش بانــــو...
حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت!
شـاید دسـت از سـرتان بردارنـد ...
شـــــاید ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دستت را به من بده,تا تو را از دریچه های تو در توی قلبم عبور دهم, نهراس نه دری آنجاست نه قفلی نه حصاری.. پنجره پنجره در دلم بر پاست و افق افق آسمان بی انتها.. در من پر بگیر
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی توانم بنوسم هر چند که باید از خیلی چیزها بنویسم و شاید تو بعدها برایم خیلی چیزها بگویی هر چه که هست بیا شریک شبنم ساده زندگی باشیم به خود دروغ نگوییم وبه هم بگذاریم که اندیشه های سبز پیچکی شود بر ذهن وبگذاریم که خیال فاصله های جدایی افتاده را طی کند و حس کنیم آنچه را که دوست داریم زمان آن نیست که هر چه دلم می خواهد بگویم اما…. اگر باران ببارد چتری خواهم شد برای تو …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلخــــور که میشَـوم , بغـض میــکنم می آیم پشـت صفحـه ی مانیتــورم کامنـت مینویسـم ُ صورتک میگــذارم صورتکی که میخنـدد و پشتـش قایم میشــوم که فکـــر کنی میخنــدم و بخنـــدی... اشکهایم میـــــــآیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!! عاری از عاطفه ها تهی از موج و سراب دورتر از رفقا… خالی از هرچه فراق!! من نه عاشق هستم ؛ و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من دلم تنگ خودم گشته و بس…!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیــــشه جایی در حوالی دلتــنگی من جــاری می شــوی… جــاری می شــوی در ابـــریِ چشــمانـــم… و می بـــاری آنقــدر تا زلال شـــوم… تا آســمانی شــود هــوایِ دلــم… آنقــدر که با همـــه روحـــم حــس کنـــم… داشتــــن تو … می ارزد… به تمـــام نداشــته هـــای دنیــــا