❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ديرگاهيست که سوی ما گذری نمی کنی بر دل خستگان به مهر دستی نمی کشی من بسته ام اميد به آمدنت ای مهر تابان ٬ شب تارم را چرا منور نمی کنی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شيشه ي پنجره راباران شست ازدل من اما؛ چه كسي نقش تو راخواهدشست؟!!.. آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ می پرد مرغ نگاهم تا دور وای باران ...باران.. پر مرغان نگاهم را شست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر مي شد صدا را ديد چه گلهايي !چه گلهايي !كه از باغ صداي تو به هر آواز مي شد چيد،اگر مي شد صدا راديد....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهي اوقات همه آن چيزي كه يك انسان نياز دارد، دستي براي گرفتن و قلبي براي درك شدن است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چيزی بهتر از ارامش دلی سوزان؛ طراوت زندگی را حفظ نمی کند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مي بينم که مي آيي و بر در و ديوار کعبه
تکيه مي زني
و قبضه ذوالفقار مي فشاري
مي بينم که مي آيي
تا انتقام خون مظلوميت همه تاريخ بستاني
داد ستمديدگان بگيري
درد هابيل بشنوي
داغ پيغمبران و پيغمبر زادگان باز گويي
مي بينم که مي آيي تا انتقام قامتي خميده را
بگيري که ناله اش
قلب نازنينت را هنوز آتش مي زند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق آتش است ،اما آتشي سرد . با وجود اين بايد در اين آتش سوخت ،اين آتش فقط براي تطهير کردن مي سوزاند ،ناخالصي است آن چه ميسوزد و طلاست آنچه ميماند نگران رنج عشق هم نباش زيرا خواهان خراب کردن توست تا دوباره آبادت کند .فراموش نکن دانه بايد شکسته شود و گرنه درخت چگونه ميتواند متولد گردد؟؟! رود بايد به انتها برسد و گرنه چگونه ميتواند به دريا ملحق شود ،پس راحت باش و در عشق بمير! و گرنه چگونه ميتواني خويشتن خويش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به چشمي نگاه نکن اگه دروغ خواهي گفت به کسي سلام نده اگه خداحافظي در پيش است دست کسي را نگير اگه رها خواهي کرد به کسي نگو دوستت دارم اگه ديگري در فکرت است ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
موجهاي دريا با آنکه مي دانند با رسيدن به ساحل عمرشان نيز به سر مي رسد،باز هم بي قرار وصالند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نگو دوسم نداشته باش ! خواستن تو کار دله ! حریف این دل نمیشم ! راضی نمی شه ! مشکله !