❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگمــ خداحافظ کهـ تو چشمــ تـَر کنی و بگـــی: کجــآ؟ مگه دستــِ خودتهـ این اومدن و رفتن؟ کهـ سفت بغلمــ کنی و بــگی: هیچ رفتــنی تو کار نیستــ همین جـآ " به دلتـــ اشاره کنی" جاتهـ تا همیشه آخرِ سرش محکمــ بگی: شیر فهم شد؟؟ و مَن، دل ضعفهـ بگیرم از این همه عاشقانهـ های ِ محکمت!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ایــن روزهـــا همــه بــه مــن دلـتــنـــگــی هــدیــه مـی دهنــد لطفـــا آتــش بــس اعــلام کــنید! بــه خـــدا تمــــامـ شــد دلـــــــــــم...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
" تـــو " دو حرفـــــــــ ــــــ ــــ بیشتر نیســـت ، کلمه ی کـــوتاهی کـــــ ـــ ـه برای گفتنش .. جانم به لبــــــ ـــ ـ رسید و ناتمـــــ ــــ ــام ماند ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی ........... چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من تو را نمی سرایم !.. تو ... خودت در واژه ها می نشینی ..! خودت قلم را وسوسه می کنی !! و شعر را بیدار می کنی !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
" بند بند وجودمــــ ـــ ـ .. بـه بند بند وجود تــو بستــه استـــــ ــــ ـ با این همه بنــد چه قـــــ ـــ ـدر از هم دوریـــــــ ــــ ـم" ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آن شب ... که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را ... تماشا می کرد ... آن شب که شب پره ها .. عاشــقـــانه تر .. نــــور را می جســـتند ...! و اتاقم .. سرشار از عطر بوسه و ترانه بود... ! دانستم.. تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با مداد رنگی هایم یاد خوب آمدنت را نقاشی كرده ام و جاده سفید رفتنت را خط خطی .... روز تولدم را سیاه و روز مرگم را... واژه هایی كه نقش می بندند روی كاغذ برایم بی رنگند! و نفس هایی كه حبس می شوند درون حنجره ام بی حرف آه ... " دوســـــــــــــــــــــت دارم بمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــرم " تا دیگر پذیرای غم و اندوه نباشم شوره زار قلبم محتاج باران است خدایــــــــــــــــــــــــــابگو باران ببارد ... و باز هق هق گریه این آهنگ بی كلام و تكراری اجازه سخن نمی دهد ساكت و خاموش پی چیزی می گردم كه سالهـــــــــاست زیر خروارها برگرز سفید پنهان شده بود ... تا حال از خود پرسیده ای ؟ سرنوشتم را تا كدامین معبد بی نام خواهی برد ؟! گناهم چیست ؟ كه اینگونه در این زندان اســـیرم بـــــــــــــــــار غـــــــــــــم سنگین و طاقت فرساست یاریم كن یاریم كن ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خیلی از قدیمی ها .... واقعا بیمعرفتن .....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم. خدایا می شود استعـــــفا دهم؟! کم آورده ام ...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عمر من قد نمیدهد به سفرت بگو كوتاه بیاید