❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را در انحصار قطره های اشک نبینم دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد همیشه از حرارت عشق گرم باشد من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فقط گوشه چشمی از نگاه خدا برای خوشبختی همه انسانها کا[!]ت این نگاه را برایت آرزو میکنم … . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
سیگار بعدی را روشن میکنم
کامی از لبش میگیرم
بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام
انگشتانم بوی تند سیگار میگیرند
همان انگشتانی که همچو باد
جنگل موهای تورا نوازش میکردند
دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده
دود سیگار است و بس…
سیگارم که به آخر میرسد
لبم را میسوزاند مانند بوسه ای
که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی …
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . بی بهانه تو را مرور میکنم تا خاموشیم نشان فراموشیم نباشد . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . ارزش گل تو به قدرِ عمری است که به پاش صرف کردی . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو که میدانی تمام وجودم هستی این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین اینها همه حرف دلم بود ، همین! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ من به آن محتاجم ! .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . تقدیم به کسی که اسمش انتها ندارد محبتش پایان ندارد ، فراموشیش امکان ندارد . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . تقدیم به همه فراموشکارای دنیا وقتی تو پاییز روی برگای زرد و خشک پا میذاری یادت باشه همین برگا یه روزی بهت نفس می دادن . . .