بچه ها .. عصر داشتم کمک بابام کولر درست میکردم .... یکدفعه برق گرفت منو ... و دست راستم چنان دردی گرفت که فریادم رفت بالا .... حالا بی حس شده و البته خیلی هم درد میکنه .... من برم شام بخورم و بعدش برم درمانگاه سرکوچه مون ... فعلا بای ...
نگاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد، در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد، دل به او بستم. نگاهم کرد، اما بعدها فهميدم که فقط نگاهم ميکرد!
#آنا در سن 120 سالگی
13 سال و 1 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبل