دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

دیشب با خدا حرف میزدم..... ازش پرسیدم:خدایا, واسه تو60 سال چقدر میگذره؟؟؟ خدا گفت:یک لحظه.... شایدم کمتر.... گفتم:خدایا, صد میلیارد تومن چقدر واسه تو ارزش داره؟؟؟؟ گفت:یک ریال....! شایدم کمتر.... گفتم خدایا....به من یک ریال بده.... ! خدا گفت: پس یک لحظه صبر کن........................!!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

....به من ارامشی ده تا بپذیرم انچه را که نمیتوانم تغییر دهم... دلیری ده تا تغییر دهم انچه را که میتوانم.... بینشی ده تا تفاوت ایندو را بدانم.... مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم ان مطابق میل من رفتار کنند....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

با قلم میگویم ای همزاد... ای همراه... ای هم سرنوشت... هر دومان حیران بازیهای دورانهای زشت........................... نامه هایم را نوشتی .........دست خوش......................... اشک هایم را کجا خواهی نوشت.........................؟؟؟؟؟؟؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا...؟؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا...؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب امدی سنگدل این زودتر میخواستی... حالا چرا؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام....فردا چرا..؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم..... دیگر اکنون با جوانان ناز کن... با ما چرا؟؟ وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا...؟! ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت... اینقدر با بخت خواب الود من لالا چرا؟؟ اسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند در شگفتم من نمیپاشد زهم دنیا چرا....؟؟!! شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر... این سفر راه قیامت میرود!!!! تنها چرا؟؟!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

بگذارید و بگذرید.... ببینید و دل نبندید... چشم بیندازید و دل نبازید.... که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
Red_Rose_by_jolenex.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@سیدِغریب در راه خدا دو کعبه امد حاصل یک کعبه صورت است و یک کعبه دل تا بتوانی زیارت دلها کن که افزون ز هزار کعبه باشد یک دل.......!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

نیکی خود را فراموش کن... نیکی دیگران را فراموش نکن... بدی خود را فراموش نکن..... بدی دیگران را فراموش کن...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سخنی از ویکتورهوگو.... مسئولیت سنگینی بر دوش زنان جامعه است...... بر زیباییشان...نازک طبعیشان..... احساس مادرانه شان.....! و مردان اجتماع از این وضع شرم نمیکنند..................!!!!!!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

حالا دارم آهنگ ... ..... گوش میگم ..... هر وقت دلم میگیره این را گوش میدم .........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
PIC (828).jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

را به ........................................ ...........!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو مینگرد.... به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد............... و دستی را بپذیر که به جای مشت شدن.......باز است..........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

زندگی فرصت بس کوتاهیست........ تا بدانیم که مرگ.... اخرین نقطه پرواز پرستوها نیست..... مرگ هم حادثه است...... مثل افتادن برگ.............. که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک.... نفس سبز بهاری جاریست........ من به اندازه زیبایی چشمان تو غمگین ماندم... و به اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران...... تو به اندازه تنهایی من خوشبختی..... و به اندازه تنهایی من شاد بمان.......... و به اندازه تنهایی من....و به اندازه تنهایی من.......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

من که تسبیح نبودم... تو مرا چرخاندی... مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی........! مهر دستان تو دنبال دعایی میگشت بارها دور زدی....ذهن مرا گرداندی..... ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی از همین نغمه تاریک مرا ترساندی...! بر لبت نام خدا بود... خدا شاهد ماست بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی..!!؟!!! دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی... قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی! جمع کن رشته ایمان دلم پاره شدست من که تسبیح نبودم..... تو چرا چرخاندی.......؟!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

ای صمیمی... ای دوست.... گاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می ایی... دیدنت حتی از دور اب بر اتش دل میپاشد... انقدر تشنه دیدار توام که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم...... دل من لک زده است گرمی دست تو را محتاجم... و دل من به نگاهی از دور طفلکی میسازد.... ای قدیمی... ای خوب... تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم... من صمیمانه به یادت هستم... دایم از خنده لبانت لبریز..... دامنت پر گل باد............................................

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@نیلو♥ شیرین خاندان ♥ انان که زما دور ولی در دل و جانند بسیار گرامی تر از انند که دانند.........

این ارسال را بازنشر کرده است.