❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انگاه که غرور کسي را له مي کني ، انگاه که کاخ ارزوهاي کسي را ويران مي کني ، انگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني ، انگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، انگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي ، انگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديد ه مي گيري , مي خواهم بدانم ، دستانت را بسوي کدام اسمان دراز مي کني تا بري خوشبختي خودت دعا کني ؟؟؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رؤيا براي چيست ؟ آرزو را خدا براي چه آفريد؟ مي دانم، كه امروز اشتياقم براي ديدنت راهي جز بيهودگي نمي پيمايد، اينگونه است كه خدا آرزو را آفريد ، تا به اميد ديدن آنكه هرگز نديده اي ، گل اشتياق را ببويي!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بر ناتواني خود براي رسيدن به خواستهاي مهر آميزت غلبه کن چنان با محبت رفتار کن که دليلي براي شرمسار بودن از خودت نداشته باشي پيش داوري هايت را کنار بگذار که رنج پيش از آن حتمي است همين امروز از بخشش آکنده شو کس نمي داند فردا چه در راه است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من ترا باز کجا خواهم یافت؟
جز در اندیشه خویش
و بجز قصه هجران و شکیب
چیست افسانه عمر؟