من از پشت شبهای بی خاطره /// من از پشت زندان غم آمدم /// من از آرزوهای دور ودراز /// من از خواب چشمان نم آمدم /// تو تعبير رؤيای ناديده ای /// تو نوری كه بر سايه تابيده ای /// تو يك آسمان بخشش بی طلب /// تو بر خاك ترديد باريده ای /// تو يك خانه در كوچه زندگی /// تو يك كوچه در شهر آزادگی /// تو يك شهر در سرزمين حضور /// تويی راز بودن به اين سادگی /// مرا با نگاهت به رؤيا ببر /// مرا تا تماشای فردا ببر /// دلم قطره ای بي تپش در سراب /// مرا تا تكاپوی دريا ببر ..........
گفتي: بايد بگردم،دنبال دو چشم
دو چشم كه ماندني باشد
دو چشم كه وقتي حضورش را خواستم
ديگر در حسرت نگاهش نباشم
و گشتي و گشتي و گشتي و نيافتي
آمدي پر از دلواپسي
حالا که گرم نفسهام حالا که خالیه دستام حالا که بی کس و تنهام حالا که گریونه چشمام تو بیا کنار من باش از همه دنیا جدا باش همیشه به یاد من باش نذار از نفس بیافتم همدمه تنهایام باش صدای گریه ی من باش قافیه ی ترانه هام باش
همین کارارو کردیم که بلندشون کنیم نمیدونم چرا فقط فوش دادن بهمون : )
14 سال و 8 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 9 دقيقه قبل