❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه رابطه مرموزی است میان پیداترین زخم و پنهانترین راز . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند. نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از تقدیر سرنوشت غمگین مباش چه بسا سگ هایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند ولی نمی دانستند شیر، شیر می ماند و سگ، سگ . . . . .


14 سال و 8 ماه و 19 روز و 4 ساعت و 28 دقيقه قبل