شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح میرسد گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است مردمان من امانت آسمانند بر این خاک تلخ مردمان من خان و مان من اند ............ #کوروش#بزرگ
نه خوابم میبرد نه میبرد مرگم به بیداریبه این حال معلق تا کیام بیدار میداریهوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی،نفس بفرست! مُردم آه! از این آه تکراری
کنار پنجره یک مرد داشت جان می داد
14 سال و 8 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبلغرور ، قدرت خود را به من نشان می داد
کسوف بود ؟ نه ! خورشید دل گرفته ی ظهر
پیام تسلیتش را به آسمان می داد
دلم برای خودم لا اقل کمی می سوخت
اگر چه پوچی دنیایتان امان می داد
زمان همیشه مرا زیر خویش له می کرد
همیشه فرصت من را به دیگران می داد
پسر گرفت سر تیغ را ، رگش را زد
پدر به کودک قصّه هنوز نان می داد
و بعد زلزله شد ، چشم را که وا کردم
میان خواب ، کسی هی مرا هی تکان می داد