تربــچــه シ
زندگی در گذر آینه ها جان دارد با سفرهای پر از خاطره ایمان دارد زندگی خواب لطی[!]ت که گل می بیند اضطراب و هیجانیست که انسان دارد زندگی کلبه ی دنجیست که در نقشه ی خود دو سه تا پنجره رو به خیابان دارد گاه با خنده عجین است و گهی با گریه گاه خشک است و گهی شر شر باران دارد زندگی مرد بزرگیست که در بستر مرگ به شفابخشی یک معجزه ایمان دارد زندگی حالت بارانی چشمان تو است که در آن قوس و قزح های فراوان دارد زندگی آن گل سرخیست که تو می بویی یک سرآغاز قشنگیست که پایان دارد
یوهاهاهاهاهاها
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 1 ساعت و 27 دقيقه قبلکوفت
با اون عکست 
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبلمگه چشه یاسی؟
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 4 ساعت و 8 دقيقه قبل توسط موبایلاز سیفیلاش خون میچیکه
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 4 ساعت و 6 دقيقه قبلببند
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 3 ساعت و 55 دقيقه قبل توسط موبایل